لی لی جون

گفتن های یواشکی

لی لی جون

گفتن های یواشکی

در ایالت بنگال غربی هند، مردی که قصد داشت شرایط مالی خانواده‌اش را بهبود ببخشد، فریب همسر خود را خورد. این زن با اصرار فراوان، شوهرش را متقاعد کرد که یکی از کلیه‌هایش را بفروشد تا هزینه تحصیلات عالی و مخارج ازدواج دخترشان تأمین شود. اگرچه این مرد در ابتدا با چنین اقدامی مخالف بود، اما سرانجام به امید تضمین آینده فرزندشان، تسلیم خواسته همسرش شد.  ۵ سا

پس از این اتفاق، مرد که از ماجرا شوکه شده بود، به پلیس محلی مراجعه کرد و با کمک نیروهای انتظامی توانست محل اختفای همسرش را شناسایی کند. اما هنگامی که با او روبه‌رو شد، حقیقت تلخ‌تری را دریافت. زن بدون هیچ ابراز پشیمانی گفت که از مدت‌ها پیش قصد داشت همراه با معشوقش فرار کند و برای اجرای این نقشه به پول نیاز داشت.  

این زن همچنین به صراحت اعلام کرد که نه قصد بازگشت به خانه را دارد و نه حاضر است پولی را که از فروش کلیه شوهرش به دست آورده، بازگرداند. او حتی درخواست طلاق کرد و تأکید کرد که هیچ علاقه‌ای به ادامه زندگی مشترک ندارد.  

این ماجرا، نه‌تنها پایانی غیرمنتظره برای مرد هندی داشت، بلکه نشان داد که گاهی بزرگ‌ترین فداکاری‌ها، با تلخ‌ترین خیانت‌ها پاسخ داده می‌شوند.

نامه مصطفی مستور به وزیر ارشاد

جناب آقای محمد‌مهدی اسماعیلی

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

سلام و ادب

اخیرا بررسان و ممیزان اداره‌ کتابِ تحت امر حضرت‌عالی، در بررسی مجموعه‌داستانی از بنده با عنوان «سمت روشن زندگی» دستور به حذف چندین داستان و ده‌ها سطر از داستان‌های دیگر این مجموعه داده‌اند. این روزها به دلیل حوادث اخیر دل و دماغ نوشتن هم ندارم؛ چه برسد به انتشار کتاب. تنها علتی که باعث شد تصمیم بگیرم این کتاب را منتشر کنم، این بود که تمام هفده داستان‌ این مجموعه درباره‌ زنان و مسائل و مصائب آنهاست. اغلب داستان‌ها برگرفته از تجربه‌های واقعی زنان جامعه‌‌ ما هستند و ظرف پنج سال گذشته برای نوشتن‌شان به شهرهای زیادی سفر کرده‌ام و با ده‌ها زن مصاحبه کرده‌ام تا شاید بتوانم روایت‌هایی داستانی از زندگی امروز زنان جامعه‌ام را بازتاب دهم.

ماجرای بررسی این کتاب اما ‌آموزنده و خودش گواه روشنی است بر اینکه ممیزی و سانسور با ساختار و رویکرد فعلی نه ممکن است و نه مفید. این کتاب دو بار به طور مستقل بررسی شد. 

در بررسی اول نظر بررس حذف یا بازنویسی سه داستان و حذف ده‌ها سطر از داستان‌های دیگر بود که بعد از اعتراض من، کتاب به بررس دیگری سپرده شد و بررس دوم این بار در ابلاغیه‌اش داستان‌های رد‌شده‌‌ قبلی را بی‌اشکال و مجاز دانست و به جای آن دستور به حذف دو داستان دیگر و حذف و اصلاحات تازه‌ای در داستان‌های دیگر داد. احتمالا اگر قرار باشد بررس سومی داستان‌ها را بخواند، نظراتی متفاوت از دو بررس پیش از خود خواهد داد. این همان مکانیسمی است که ممیزی و سانسور را بی‌ثبات و بی‌اعتبار می‌کند؛ چون بر پایه‌ سلیقه‌ و غریزه و گرایش و میل و ذائقه است، نه مبتنی بر قانون.

 آنها در ابلاغیه‌های‌شان به نویسنده تذکر می‌دهند این یا آن توصیفش از جامعه و کاراکترهایش «واقعی» نیست. بررسی که می‌گوید وقوع مزاحمت خیابانی برای شخصیت زن یکی از داستان‌ها که در ساعات آخر شب در خیابان قدم می‌زند «غیرواقعی» است، پیداست پیوندش را با واقعیت از دست داده است؛ به‌خصوص که اتفاقا این داستان دقیقا برگرفته از رویدادی واقعی نوشته شده است. چنین بررسی نمی‌تواند به نویسنده بگوید چه چیزی واقعیت است و چه چیزی نیست؛ مگر اینکه در واقعیت زندگی کند، نه در آرزوها. در یکی از اصلاحات به نویسنده اشکال گرفته‌اند که چرا یادداشت دخترکی خردسال اغلاط املایی دارد و این غلط‌ها باید به رسم‌الخط معیار برگردد و درست شود. 

همچنین بررس ناشناس در ابلاغیه‌اش می‌گوید پارتی مختلط و علاقه به موسیقی خارجی «داستان را غیرقابل باور» ساخته یا نمایش مزاحمت‌های خیابانی «سیاه‌نمایی و باعث ناامیدی عمومی» است. تصور می‌کنم این تفکر که غلط‌های املایی دخترکی خردسال را باید «درست کرد» ریشه در باوری دارد که معتقد است «غلط‌ها»ی دیگران را باید قیم‌مأبانه اصلاح کرد. همین تفکر است که منجر به صدور چنین ابلاغیه‌های می‌شود که کاش وقت بگذارید و گاهی آنها را بخوانید. توصیه می‌کنم محض خاطر تفنن هم که شده لابه‌لای کارهای‌تان این کار را بکنید.

درباره‌ «سمت روشن زندگی» اما تصمیم من روشن است؛ به ابلاغیه‌ها عمل نمی‌کنم و تا روزی که امکان انتشار بدون حتی یک کلمه سانسور آن فراهم شود، منتظر می‌مانم. به‌علاوه تا این دولت و چنین رویکردی بر فرهنگ و هنر حاکم است، هرگز کتابی برای گرفتن مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخواهم فرستاد.


شهر کتاب

http://old.bookcity.org/detail/31362/root/papers

خانه های بهداشت ایران زبانزد در دنیا

؟؟!!
خانه‌های بهداشت ایران زبانزد در دنیا

مراقبت‌های بهداشتی اولیه، نخستین سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام بهداشتی است و این خدمات در ایران در قالب شبکه و خانه‌های بهداشت تا دورافتاده‌ترین نقاط کشور در دسترس است؛ همواره از شبکه بهداشت به عنوان نقطه عطف نظام سلامت کشور نام برده می‌شود، در دنیا زبانزد است و بارها از سوی سازمان جهانی بهداشت به عنوان بِرند و الگو به سایر کشورها معرفی شده است...

به گزارش ایسنا، مراقبت‌های بهداشتی اولیه (PHC) مراقبت‌های اصلی در زمینه بهداشت هستند که در قالب نظام شبکه ارایه شده و لازم است برای همه افراد جامعه قابل دسترس باشند. بی‌شک استقرار نظام شبکه‌ بهداشت و مراقبت‌های اولیه سلامت، با تکیه بر فعالیت بهورزان، انقلاب چشمگیری را در عرصه دسترسی جامعه ایرانی به خدمات سلامت و ارتقای شاخص‌های بهداشتی، ایجاد کرد و پس از گذشت سال‌ها، این شبکه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در حال حاضر نیز پیشگیری از بیماری‌های متعدد در آن ادغام شده است.

خانه‌های بهداشت ایران در گذر ۳۹ سالگی

در سال‌های ابتدای انقلاب اسلامی، واحد بهداشتی در قالب خانه بهداشت وجود نداشت و ایجاد این خانه‌ها از سال ۱۳۶۴ با هدف افزایش شاخص‌های سلامتی و از روستاها شروع شد. بنابراین از سال ۱۳۶۴ در راستای ارتقاء سلامت جامعه بویژه در مناطق روستایی و محروم کشور و دسترسی عادلانه مردم به خدمات سلامت، ایجاد خانه‌های بهداشت در روستاها به عنوان محیطی‌ترین واحد ارائه خدمات بهداشتی درمانی در این مناطق و با حضور «بهورز» به عنوان اولویت مسوولان سلامت کشور در آن بازه زمانی و در حوزه بهداشت تعیین شد.

خانه‌های بهداشت ایران زبانزد در دنیا

سنگربانان جبهه بهداشت در دورافتاده‌ترین نقاط ایران

به مدد اقدامات انجام شده طی این سال‌ها، اکنون حدود ۱۸هزار خانه بهداشت در کشور فعال است و در مجموع به ازای هر۱۵۰۰- ۷۰۰ نفر در روستاهای کشور یک خانه بهداشت داریم که خدمات سلامت را بصورت فعال ارائه می‌دهند؛ البته در جمعیت‌های کمتر به صورت اقماری و سیاری، همان خدمات سلامت نیز ارایه می‌شود.

همچنین بیش ‌از ۶۰۰۰ مرکز خدمات جامع سلامت در کشور داریم یعنی میانگین به ازای هر ۱۳۰۰۰ نفر یک مرکز. بیش از ۵۰۰۰ پایگاه سلامت نیز فعالند که خدمات سلامت را به مردم شهری و روستاهای بزرگ ارائه می‌دهند.

بهورز کیست و کارش چیست؟

در مجموع خانه‌های بهداشت و بهورزان وظایفی از جمله آموزش بهداشت عمومی، غربالگری جمعیت تحت پوشش، مراقبت‌های تغذیه‌ای، مراقبت‌های دوران بارداری، واکسیناسیون و ایمن‌سازی، نظارت بر موازین بهداشت حرفه‌ای و ... را بر عهده دارند و همگان ارتقای شاخص‌های بهداشتی کشور به ویژه در روستاها را مرهون فعالیت همین خانه‌های بهداشت و البته حضور بهورزان می‌دانند.

و اما به اذعان مسوولان وزارت بهداشت، از نظر نیروی انسانی فعال در خانه و مراکز بهداشت، در روستا هیچ مشکلی وجود ندارد؛ به طوری که به ازای هر۷۰۰ نفر یک بهورز فعال است و در مجموع حدود ۲۸هزار  بهورز در حال ارائه خدمت در نظام شبکه هستند.

انتخاب بهورزان از جامعه‌ای که قرار است در آن خدمت کنند از آغاز به عنوان یک سیاست برای ایجاد ارتباط معنی‌دار با مردم، در نظام شبکه لحاظ شد. در واقع بهورزان از میان جوانان با استعداد بومی روستاها انتخاب می‌شوند؛ به طوری که با شرایط کار و زندگی مردم عجین  و آشنا هستند و شرایط فرهنگی و نیازهای مردم را می‌شناسند.

همواره بهورزان را ناجیان سلامت در روستاها و البته سنگربانان جبهه بهداشت می‌خوانند و کارشناسان سلامت اذعان دارند که ارتقای شاخص‌های بهداشتی از جمله کاهش معنی‌دار مرگ و میر مادران باردار، کودکان زیر پنج سال و افزایش سن امید به زندگی و در مجموع جلوگیری از اشاعه بسیاری از بیماری‌ها مرهون بکارگیری و تلاش بهورزانی است که گستره خدمات آنها تا دورافتاده‌ترین نقاط کشور پیش رفته است.

خانه‌های بهداشت چه خدماتی ارایه می‌دهند؟

اما شاید سوال آن باشد که خانه‌های بهداشت چه خدماتی را ارایه می‌دهند و در صورت نیاز به خدمات تخصصی، تکلیف چیست؟ در این باره باید گفت که خدمات سطح اول شامل خدمات و مراقبت‌های اولیه سلامت فرد و جامعه در قالب خانه‌ها و شبکه‌ بهداشت به جامعه تحت پوشش ارایه می‌شود. بخشی از این خدمات، خدمات فرد محور است که شامل پیشگیری و آموزش سلامت فردی، تشخیص و درمان بیماری‌ها براساس بسته خدمت و پیگیری نتیجه بیماری، تدبیر فوریت‌ها و مدیریت افراد تحت پوشش است.

بخش دیگر خدمات نیز خدمات جامعه محور (بهداشت عمومی) است که خدمات بهداشت محیط، بهداشت حرفه‌ای، بهداشت محیط مدارس، مبارزه با بیماری‌های واگیردار و غیرواگیردار و آسیب‌ها و جراحات در اپیدمی‌ها و بلایا و پیشگیری و ترویج سلامت را شامل می‌شوند که البته هدف آنها جامعه است.

در مجموع خدمات سطح اول در نقطه آغازین در واحدی به نام «خانه بهداشت/پایگاه سلامت» تعریف می‌شود که با استاندارد نیروی انسانی، فضای فیزیکی و تجهیزات مشخص در مناطق روستایی، عشایری، حاشیه و شهری مبتنی بر اصول ساختار و سطح‌بندی نظام شبکه بهداشت و درمان کشور قرار دارند و خدمات در سطح یک به صورت رایگان ارایه می‌شود.

لازم به تاکید است که خانه‌های بهداشت، پایگاه‌های سلامت یا پایگاه‌های پزشک خانواده به طور معمول در جایی نزدیک به محل زندگی و کار مردم قرار دارند و در آن‌ها نخستین تماس فرد با نظام سلامت از طریق تیم سلامت اتفاق می‌افتد.

خانه‌های بهداشت ایران زبانزد در دنیا

همچنین مراکز خدمات جامع سلامت نیز پذیرای ارجاعات مربوط به بیماری‌های هدف، توسط پزشک، کارشناس تغذیه، کارشناس سلامت روان و سایر مشاوره‌های تعریف شده در بسته خدمت، دندانپزشک و خدمات پاراکلینیکی و دارویی از خانه بهداشت یا پایگاه سلامت خواهد بود و علاوه بر آن مدیریت واحدهای تحت پوشش خود را بر عهده خواهند داشت.

سطح دوم خدمات نیز خدمات تخصصی را شامل می‌شود که توسط واحدهای سرپایی تخصصی و واحدهای بستری موجود در نظام سلامت ارائه می‌شوند. این خدمات شامل خدمات تشخیصی درمانی و توانبخشی نوتوانی تخصصی و تدبیر فوریت‌های تخصصی، اعمال جراحی انتخابی و اورژانس، اقدامات بالینی، خدمات دارویی و آزمایشگاهی و تصویربرداری است.

پایگاه‌های سلامت شهری متناظر خانه‌های بهداشت روستایی

در همین راستا باید گفت که در شهرها واحد بهداشتی تحت عنوان «خانه بهداشت» وجود ندارد. اما اگر روستایی بر اساس تقسیمات کشوری به شهر تبدیل شده باشد آن خانه بهداشت در شهر به پایگاه سلامت شهری تغییر وضعیت می‌دهد و در آن خانه بهداشت، حسب شرایط بهورزان یا مراقبین سلامت مشغول به کار می‌باشند. بنابراین می‌توان گفت که واحد متناظر خانه‌های بهداشت در مناطق شهری، پایگاه‌های سلامت شهری هستند که مسئول ارائه خدمات اولیه بهداشتی درمانی مشابه آنچه در روستا وجود دارد، به مردم مناطق شهری هستند.

برنامه وزارت بهداشت برای «پزشکی خانواده» و تحقق عدالت در سلامت

همچنین باید گفت که وزارت بهداشت در نظر دارد با گسترش برنامه پزشکی خانواده، دسترسی آحاد جامعه به خدمات بهداشتی و درمانی را تسهیل کرده، در جهت تحقق عدالت در سلامت حرکت کند و در این مسیر نیز البته به رعایت مسیر «ارجاع» تاکید دارد؛ به این ترتیب اگر مراجعه‌کنندگان به سطح اول خدمات، به خدمات تخصصی‌تری که از عهده سطح اول بر نمی‌آید، نیاز داشته باشند، واحد مذکور، مراجعه کننده را به سطح دوم ارائه خدمات ارجاع می‌دهد. سطح دوم نیز در صورت لزوم، فرد را جهت ارائه خدمات تخصصی و فوق تخصصی به سطوح بالاتر ارجاع می‌دهد. این زنجیره ارائه خدمات از سطح اول به سطوح بالاتر را نظام ارجاع می‌نامند.

در مجموع سال‌هاست که بر برنامه پزشکی خانواده و گسترش آن به تمام کشور تاکید می‌شود اما این برنامه با وجود تکلیف قانونی در چند برنامه توسعه‌ای، همچنان به دلیل برخی پیچیدگی‌ها و عدم تامین اعتبارات، بر زمین مانده و از سال ۸۴ که از روستاها شروع شد و همچنین اجرای آن از سال ۹۱ در دو استان فارس و مازندران با چالش‌هایی همراه شد و برخی نارضایتی‌ها در ارایه دهندگان و همچنین گیرندگان خدمات را به دنبال داشته است.

در هر حال، برنامه پزشکی خانواده روستایی از سال ۱۳۸۴ برای نزدیک به ۳۰ میلیون جمعیت روستایی، عشایر و ساکنین شهرهای زیر ۲۰هزار نفر در حال اجراست و خدمات فعال مراقبتی و همچنین خدمات درمانی، دارویی و پاراکلینیک را ارایه می‌دهد.

۲۰میلیون از جمعیت مشمول این برنامه، بیمه شده روستایی هستند و ۱۰ میلیون نفر دیگر نیز بیمه شده تامین اجتماعی، نیروهای مسلح، اتباع و غیره.

خانه‌های بهداشت ایران زبانزد در دنیا

به اذعان مسوولان وزارت بهداشت، اکنون بیش از ۴۲۰۰ مرکز خدمات جامع سلامت مجری برنامه پزشک خانواده روستایی هستند که در قالب مراکز شبانه روزی، مراکز معین و بیتوته خدمات درمانی را به صورت ۲۴ ساعته ارایه می‌کنند.

همچنین ۷۰۲۱ پزشک خانواده، ۱۸۰۰ دندانپزشک، ۵۶۲۰ ماما و ۱۰۵ بهداشتکار دهان و دندان خدمات بسته خدمتی را برای گروه‌های هدف شامل کودکان زیر ۱۴ سال و زنان باردار و شیرده به صورت رایگان ارایه می‌کنند. ۱۵۰۳ کاردارن و کارشناس علوم آزمایشگاهی، ۹۸ کاردان و کارشناس رادیولوژی، ۲۰۵ کارشناس تغذیه، ۴۵۰ روانشناس، بیش از ۲۸۰۰۰ بهورز و ۴۶۰۰ نفر هم سایر نیروهای بهداشتی در این برنامه در حال فعالیت هستند و بسته خدمتی منطبق بر گروه‌های سنی را به همراه خدمات درمانی، تشخیصی و دارویی را در بستر الکترونیک به جمعیت تحت پوشش ارایه می‌دهند.

و اما «برنامه پزشک خانواده ۰۲»

برنامه پزشک خانواده ۰۲ از سال ۱۳۹۱ با مشارکت دو سازمان بیمه سلامت و تامین اجتماعی در دو استان فارس و مازندران اجرایی شد و در حدود ۴۶۰۰۰۰۰ نفر جمعیت مشمول بیمه‌های مذکور، تحت پوشش این برنامه قرار دارند و تعداد ۱۹۱۲ پزشک به همراه ۱۵۴۳ مراقب سلامت در بخش دولتی و خصوصی در این برنامه در حال فعالیت هستند.

برنامه دولت چهاردهم برای پزشکی خانواده

در شهرهای بالای ۲۰هزار نفر (به غیر از استان‌های فارس و مازندران که مجری برنامه ۰۲ هستند) نظام شبکه در قالب مراکز خدمات جامع سلامت و پایگاه‌های سلامت به ۵۰ میلیون جمعیت ساکن ارایه خدمت می‌کند. تعداد ۲۶۷۰ پزشک و ۲۱۹۴۱ مراقب سلامت در این برنامه مشغول فعالیتند.

از ابتدای استقرار دولت چهاردهم، شخص رییس جمهور بر عملیاتی شدن پزشکی خانواده در سراسر کشور تاکید کرد و در همین راستا هم به اذعان مسوولان وزارت بهداشت، ضمن بررسی چالش‌های اجرای این برنامه در دو استان فارس و مازندران، با هدایت وزیر بهداشت کلیات و مدل اجرایی آن برای اجرا در شهرها تدوین شده و به اذعان مسوولان در صورت تامین اعتبار حدود ۸۵ همتی برای ۸۶ میلیون جمعیت شهری و روستایی، از سال آینده آغاز خواهد شد. به این ترتیب شیوه نامه برنامه تدوین شده و برآورد نیروی انسانی و زیرساخت‌های مورد نیاز و همچنین اعتبارات مورد نیاز انجام و چهار دانشگاه فسا، مازندران، دزفول و تهران (صرفا شهر اسلامشهر) در فاز اول اجرا انتخاب شدند که در صورت همکاری ذی‌نقشان، وزارت بهداشت برای اجرای آن اعلام آمادگی کرده؛ ضمن اینکه ردیف اعتباری برای برنامه پزشکی خانواده در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ درخواست شده و به طور کلی به منظور ارتقا و راه‌اندازی برنامه پزشکی خانواده در سال آینده برای ۸۶ میلیون جمعیت شهری و روستایی اعتباری بالغ بر ۸۵ همت در سطح یک و بخش سرپایی سطح دو برآورد شده است.

در مجموع در شهرها نیز برنامه از این قرار است که در صورت تامین اعتبار مالی برای اجرای برنامه پزشکی خانواده، به ازای هر۱۵۰۰ نفر یک مراقب سلامت و به ازای هر۳۰۰۰ نفر نیز یک پزشک فعال شود و به این ترتیب تیم سلامت قادر خواهند بود کل خدمات سلامت را به مردم ارائه دهند.

در مجموع همواره بر اولویت پیشگیری بر درمان در نظام سلامت تاکید می‌شود؛ موضوعی که مسوولان و دست‌اندرکاران سلامت معتقدند این مهم صرفا از طریق تقویت و بازسازی شبکه بهداشتی درمانی کشور، اجرای کامل برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع، ارتقاء سواد سلامت و خودمراقبتی محقق خواهد شد و در سایه تامین اعتبار واقعی برای این خدمات شاهد نتایج آن در کوتاه مدت و درازمدت خواهیم بود و گفته می‌شود که حداقل یک دهه زمان نیاز است تا نتایج آن قابل لمس باشد. البته نتایج کوتاه مدتی هم وجود دارد که درصورت اجرای بسته‌های خدمت پیشگیری در قالب اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع به طور کامل شاهد آن خواهیم بود.

انتهای پیام


 دربارهٔ عشق ناشی از انتقال (زیگموند فروید)

ترجمه و تلخیص: منیره کرمانی جهانگیر

 

از نظر فروید تنها مشکل جدی و واقعی برای روانکاو، توفیق در کنترل انتقالی است که در طی روانکاوی رخ می‌دهد. در این وضعیت بیمار احساس می‌کند عاشق روانکاوش شده است. این پدیده (عشق انتقالی) در روانکاوی اجتناب‌ناپذیر است، بدین معنی که این پدیده با ترک جلسات روانکاوی فعلی‌ بیمار، با روانکاو دوم و احتمالاً سوم و بعدی نیز رخ خواهد داد.

برای روانکاو این پدیده تکه‌ای باارزش از ظهور افکار پنهان‌شدهٔ بیمار است و باید بداند عاشق شدن بیمار به واسطهٔ جایگاه روانکاو است و نه جذابیت او (مثلاً به عنوان جنس مخالف) و نباید به اشتباه به خود ببالد.

از نظر فروید بیمار یا باید روانکاوی‌اش را رها کند یا اینکه عاشق روانکاو شدن را به عنوان سرنوشتی حتمی بپذیرد و روی آن تأمل کند. گاهی برخی روانکاوان بیماران‌شان را برای ظهور انتقال عاشقانه آماده می‌کنند یا فانتزی عاشقانه را به آنان تحمیل می‌کنند. از نظر فروید این کار یکی از اشتباه‌ترین اقدامات درمانی است چراکه روانکاو با این کار اصل آسودگی خاطر و آزادی عمل بیمار را مخدوش می‌کند.

او بر این باور است که هر آنچه مانع ادامهٔ درمان شود، شکلی از مقاومت است و بی‌تردید ابراز عشق پُرشور به روانکاو نوعی مقاومت است. حال اگر درمانگر به‌رغم این انتقال عاشقانه باور به ادامهٔ درمان داشته باشد، تکلیف چیست؟

او می‌گوید در این شرایط به‌سادگی می‌توان بر معیارهای مورد قبول عموم و اصول اخلاقی تاکید کرده و بگوییم روانکاو نباید هرگز تحت هیچ شرایطی احساسات محبت‌آمیزی که به او ابراز می‌شود، را بپذیرد یا متقابلاً پاسخی دهد و در مقابل بیماری که عاشق او شده را به مهار نفس و سرکوب تمایلاتش تشویق کند ولی فروید هیچ یک از این دو مسیر را توصیه نمی‌کند و هیچ یک را روانکاوانه نمی‌داند.

یک راه میانی وجود دارد که در آن روانکاو به احساسات پُرشور بیمارش پاسخ دهد ولی بدون هیچ تماس فیزیکی، تنها تا زمانی که بتواند رابطه را در مسیر آرام‌تری رهنمون کند. ایراد اصلی‌ای که فروید به این روش وارد می‌‌کند این است که درمان روانکاوی بر اساس صداقت و راستی بنا شده است و نمی‌توان بیمار را فریب داد.

در نهایت از نظر فروید روانکاو نباید ارضایی را که بیمار با انتقال عاشقانه می‌خواهد، به او دهد. ولی از طرفی نباید شوق بیمار را از او بگیرد، چراکه انگیزهٔ تغییر است. ولی از طرفی رابطهٔ عاشقانه ظرفیت بیمار را برای کار روانکاوی کم می‌کند.

در واقع مسیری که روانکاو باید دنبال کند در دنیای واقعی برایش الگویی وجود ندارد. او باید دقت کند تا با عشق ناشی از انتقال بیمارش از مسیر منحرف نشود یا با رد کردن آن او را متنفر نکند، بلکه تنها به‌طور محکم و قاطع از هرگونه واکنشی نسبت به این احساسات خودداری کند. این احساسات باید در طول زمان بررسی شوند و ریشه‌های ناخودآگاه آن‌ها کشف شود.

ازجمله دلایل عدم اصالت عشق انتقالی بیمار به روانکاو این است که آنچه امروز رخ می‌دهد ناشی از وضعیت فعلی نیست، بلکه همان تکرار واکنش‌های قدیمی (مربوط به دوران کودکی) بیمار است. از نظر فروید، مقاومت باعث ایجاد عشق انتقالی نمی‌شود، بلکه آن را تشدید می‌کند. عشق ناشی از انتقال در واقع ناشی از تجارب دوران کودکی است که ابتدا در شرایط روانکاوی برانگیخته می‌شود و سپس مقاومت آن را تشدید می‌کند و می‌تواند باعث بروزی غیرعقلانی و همراه با بینشی کمتر شود.

لازم است روانکاو در این مسیر دشوار هم انگیزهٔ اخلاقی داشته باشد و هم تکنیک بداند تا از پاسخ مثبت به عشق بیمار خودداری کند. باید این را مدنظر داشته باشد که بیمار به دلیل بیماری‌اش ظرفیت عاشق بودن ندارد و لازم است روی این ظرفیت کار کرد و نگذاشت این توان را بیهوده در درمان هدر دهد.

بیمار باید از روانکاوش غلبه بر اصل لذت و ترک ارضای در دسترس ولی به لحاظ اجتماعی غیر مقبول را یاد گرفته و به ارضای دورتری در آینده و به‌لحاظ روانی و اجتماعی مقبول‌تر دست یابد. و برای رسیدن به این توان باید به دوران کودکی‌اش بازگردد تا با آگاه شدن از ناخودآگاهش از شر نوروزش آزاد شود.

بنابراین روانکاو جنگی سه‌گانه پیش رو دارد، در ذهن خود و علیه نیروهایی که در تلاش‌اند تا او را از جایگاه روانکاو بودن به پایین بکشند. در بیرون از حوزهٔ روانکاوی، علیه مخالفانی که اهمیت نسبت‌داده‌شده به نیروهای غریزی جنسی را انکار می‌کنند و در حیطهٔ روانکاوی، علیه بیمارانش که در ابتدا همچون مخالفان رفتار کرده و تلاش می‌کنند او را اسیر شهوتی نامشروع کنند. در نهایت مخالفان و عموم تلاش می‌کنند تا از پدیدهٔ عشق ناشی از انتقال، به‌مثابه فرصتی جهت خطرناک نشان دادن روانکاوی استفاده کنند.