لی لی جون

گفتن های یواشکی

لی لی جون

گفتن های یواشکی

چرا فرزند اول مان خودش را با فرزند کوچکترمان مقایسه می کند؟(چگونه حسادت کودک بزرگتر به کوچکتر را کنترل کنیم؟)

خردسالان تصور می‌کنند همه کاره دنیا هستند و هر وقت اراده کردند باید تمام توجه ها به سوی آن‌ها باشد.

 هرگاه درخواست جلب توجه بچه ها به علت وجود نوزادی دیگر یا حتی همسر بی‌پاسخ بماند، کودک با ابراز حسادت اعتراض می‌کند.

 این دیدگاه خودخواهانه به زندگی، پایه و اساس حسادت‌ و رقابت‌های خواهر و برادری است.

حسادت از میل کودک به مادر ،نشات می‌گیرد.

 کودک که توجه انحصاری والدین را داشته است، نمی‌تواند توجه والدین را با کسی تقسیم کند. 

گاهی کودک احساس می‌کند که کار اشتباهی انجام داده یا تقصیری متوجه اوست که والدین تصمیم گرفته‌اند بچه دیگری داشته باشند.

نوع، میزان و شدت حسادت کودکان، به زمان، مکان، سن و جنس کودک بستگی دارد. 

برای کودک بالغ وقتی خواهر یا برادر کوچکتری از راه می‌رسد احتمال فشار رقابت کمتر می­شود؛ زیرا کودک بالغ زندگی و هویت خودش را پایه گذاری کرده است و تهدید کمتری از ناحیه رقیب جدید احساس می‌کند.

علائم حسادت کودک

بچه حسود، دست به هر خراب‌کاری می‌زند؛ جیغ می کشد یا با زدن خواهر و برادرش، شکستن اسباب بازیها، بدعنقی کردن و کارهایی از این قبیل  ، سعی در جلب توجه دارد.

حسادت کودکان پیش از رفتن به دبستان،  گاهی به صورت کتک زدن خواهر یا برادر کوچک‌تر نمایان می شود. 

گاهی هم کودک حسود ،وجود عضو جدید خانواده را انکار می‌کنند و یا گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار (مکیدن شست، خیس کردن رختخواب و امتناع از غذا خوردن) نشان می دهد.

حسادت کودک ، گاهی به صورت خشم مستقیم ،  ابراز می‌شود.

 در این حالت  ، بچه حسود، کودک را می‌زند یا می‌خواهد او خفه کند. 

اما برخی کودکان ،  به علت ترسی که از والدین دارند؛  به طور مستقیم صدمه نمی‌زنند و در خیال خود به او آسیب می‌رسانند و بعضی دیگر از کودکان ،  در خانه شروع به آزار و اذیت  دیگران می‌کنند و دچار کابوس‌های شبانه، ناخن جویدن و شب‌ ادراری می‌شوند.

برخی کودکان آرزو دارند که خواهر و برادرشان بمیرد. در این کودکان رفتارهای برگشتی و وابستگی به مادر دیده می‌شود. هرچند رقابت خواهر و برادری یا حسادت کودک بزرگتر به کوچکتر بخشی از ذات بشر است؛ می‌توان با اعمال سیاست‌هایی حسادت کودک را کنترل کرد.

چگونه حسادت کودکان را از بین ببریم؟

بعضی مواقع والدین ، بدون قصد و اندیشه  ، می­توانند باعث تحریک حسادت در کودکان شان شوند. 

اگر والدین به احساسات کودکان حساس باشند و به وضعیت موجود با درک و آگاهی پاسخ دهند؛  می‌توان رقابت بین فرزندان را در حداقل نگه دارند. در غیر این صورت حسادت کودک اول به دوم تشدید می‌‌شود.

1. اگر ذهن بچه‌های بزرگتر را برای تولد نوزاد آماده کنید؛ کمتر حسادت کودک به نوزاد برانگیخته می‌شود. قبل از تولد فرزند دوم تمام مسائل را برای بچه‌ اول توضیح دهید و اثرات مثبت برادر و خواهر داشتن و اثرات منفی تنهایی را برایش بیان کنید.

2. فرزندتان را تشویق کنید تا محبت و توجه شما را با خواهر و برادرش تقسیم کند. مثلا بگویید: "چه قدر خوبی که راضی می‌شی من به این کوچولو هم محبت کنم به خاطر این کار قشنگت از تو ممنونم."

3. گاهی کودک نمی‌تواند مستقیما به شما بگوید که چه چیزی او را اذیت می‌کند، پس نشان دهید که او را درک می‌کنید. بیان نکردن علاقه، خشم یا ناراحتی به این معنا نیست که کودک آن‌ها را تجربه نمی‌کند. با او همدلی کنید. به او بگویید: "می‌دونم اصلا خوشت نمیاد مشغول این بچه باشم اما مطمئن هستم می‌تونی بفهمی که مجبورم این کار را بکنم."

4. وقتی فرزندتان از اینکه نمی‌تواند شما را کاملا برای خودش داشته باشد عصبی و بدعنق می‌شود، تنبیه او فقط حس تنهایی‌اش را افزایش می‌دهد. به او بگویید: "ببخشید که نمی‌تونم الان با تو بازی کنم اما بیا قراری با هم بگذاریم، از الان تا وقتی که ساعت زنگ بزند برای تو کتاب می‌خوانم، بعد با خواهرت بازی می‌کنم، دفعه بعد برعکس آن عمل می‌کنیم، یعنی اول با خواهرت بازی می‌کنم و بعد برای تو کتاب می‌خوانم."

5. برای کاهش حسادت کودک ،  به او اجازه دهید هدایای نوزاد را باز کند تا به او نشان دهدیا   از دوستان و بستگان خود بخواهید که برای هر دوی آن‌ها هدیه بیاورند تا فرزند بزرگترتان احساس کند که همیشه از جایگاهی ویژه برخوردار است.

6.هرگز سعی نکنید فرزند اول را از فرزند دوم دور کنید. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند اول ممکن است به فرزند دوم آسیب برساند فرزند دوم را از او دور نگه می دارند ؛  که این کار به هیچ وجه درست نیست و باعث بروز حسادت کودک بزرگتر به کوچک تر خواهد شد.

7. در طول روز که نوزاد تازه متولد شده ، خواب است، می توانید با فرزند بزرگ تر خود به تنهایی صحبت کنید. اما بهترین کار این است که روزی را در هفته تعیین کنید و با فرزند بزرگتر خود بیرون برای خرید بروید و در طول مسیر و هنگام خرید یا بازی  ،با یکدیگر صحبت کنید.

8. گاهی با دادن برخی امتیازات به کودک بزرگتر ، می‌توان او را متوجه جایگاهش کرد، برای مثال پاداش‌هایی مثل کمی بیشتر بیدار ماندن در ساعت خواب، پول تو جیبی دادن و... به او کمک می‌کند تا خودش و هویتش را در خانواده پایه گذاری کند و باعث شود تا از رفتار ویرانگر خود بکاهد.

9. حس حسادت کودک به خواهر یا برادرش را  ، به مساعدت تبدیل کنید. کودکان بزرگ‌تر می‌توانند در مسایل ساده و جزئی به والدین خود کمک کنند ،  اما کار بیشتری از آن‌ها بر نمی‌آید. اما حتی اگر کار خاصی هم از عهده فرزند بزرگ‌تر ساخته نیست، سعی کنید در مورد نوزاد جدید مسُولیت‌هایی به او بدهید. رفتارهای مناسب کودک را تشویق کنید؛ مثلا بگویید: "از این که در عوض کردن لباس خواهرت به من کمک کردی متشکرم. تو خیلی خوب کمک می‌کنی." با این کار فرزند بزرگ احساس می‌کند در رشد و پرورش خواهر یا برادر کوچکتر خود نقش داشته است.

10. فرزندتان را با خواهر و برادرش و یا با دیگران مقایسه نکنید. با مقایسه کردن تنها به کودک تان می‌گویید که او مثل آن کسی که شما می‌خواهید ،  نیست. از نظر او معنای این جمله آن است که به اندازه دیگر اعضای خانواده دوست داشتنی نیست که این مسآله یعنی همان تحریک حس حسادت در کودک.

11. فرزند بزرگ‌تر خود را روی پاهایتان بنشانید و برای او از خاطرات دوران نوزادی‌اش تعریف کنید. آن‌ها از این کار لذت می‌برند. به طور مثال کارهای شیرین و جالبی که انجام می‌داده است ؛ را برایش تعریف کنید و به یادش بیاورید که چه زمان‌های شادی را  ، در کنار هم داشته‌اید.

 

توجه نیاز مهم فرزند اول 

هنگامی که فرزند دوم به دنیا می آید ، خواه - ناخواه توجه والدین به او بیشتر می شود. نوزاد متولد شده ، ضعیف و نیازمند توجه بسیار است. در این بین  ، بعضی از والدین  ،  از رفتار های پرخاشگرانه و توجه طلبی زیاد فرزند اول  ،گله می کنند.

دختر یا پسر ما تا قبل از به دنیا آمدن نوزاد، توجه ویژه ای دریافت می کرده است و الان باید این توجه را با شخص دیگری تقسیم کند ؛ پس طبیعی است که موقعیت خود را در خطر می بیند و ممکن است رفتارهای توجه طلبی زیادی را  ، از خود بروز دهد. یکی از انواع توجه، توجه مثبت و ودیگری توجه منفی می باشد. توجه مثبت، توجهی است که ما را خوشحال می کند( لبخند زدن، نوازش کردن، سلام کردن، تحسین و...) و توجه منفی، توجهی است که ما را ناراحت می کند( اخم کردن، سرزنش کردن، داد زدن و...). به یاد داشته باشید که همه ی کودکان نیازمند توجه مثبت هستند. به همین دلیل است که اگر به آن ها بی توجهی کنید و یا توجه لازم را نکنید، رفتارهایی را بروز می دهند که شما را عصبانی کنند و به عبارت دیگر توجه منفی را دریافت کنند.

بازی یکی از انواع توجهات مثبت است

والدین باید زمانی بین 30 دقیقه تا یک ساعت را برای بازی با فرزند اول اختصاص دهند. این زمان را هنگامی که نوزاد خوابیده است به کودک اختصاص دهند. نکته ی اصلی این است که در زمان بازی ، به هیچ وجه سراغ تلفن، فضای مجازی و کارهای شخصی خود نروند و تمام زمان را به او اختصاص دهند.

بازی های فعالیتی، نشستنی وفکری به ترتیب و یا برحسب علاقه ی کودک می توانند مناسب باشند.


 گاهی هنگام بازی برای والدین این سوال پیش می آید که ما باید برنده شویم یا کودک؟


پاسخ این است که برنده شدن کودک باعث افزایش اعتماد به نفس او می شود. پس در نوبت اول بگذارید کودک برنده شود. در مرحله بعد شما می توانید برنده شوید و کودک در اینجا با ناکامی و "نه شنیدن" روبرو می شود. در مرحله ی سوم بگذارید کودک با تلاشی بیشتر از مراحل قبل برنده شود تا لذت پیروزی پس از تلاش بسیار را بچشد. اما در حین بازی باید نکاتی رعایت شود:

  • اگر قواعدی مثل تقلب نکردن، رعایت نوبت و یا مدت زمان بازی را دارید، قبل از شروع با کودک در میان بگذارید.

  • احساس مثبت خود را در پایان بازی به کودک بگویید.

  • قرار بعدی را برای بازی مشخص کنید.

یاسان

یه نه بگو ،جونت را راحت کن

نحوه نه گفتن

یادگیری نه گفتن، مهارتی مهم برای حفظ مرزهای شخصی، مدیریت زمان و کاهش استرس است. در اینجا چند راه برای نه گفتن مؤثر و محترمانه آورده شده است:

۱. قاطع و مستقیم باشید:

  • از عبارت “نه” استفاده کنید. این کار از ابهام جلوگیری می‌کند.
  • لحن قاطع و مطمئنی داشته باشید.
  • از عذرخواهی‌های بی‌مورد خودداری کنید. عذرخواهی بیش از حد، موضع شما را تضعیف می‌کند.
  • مثال: “نه، متاسفم، نمی‌توانم این کار را انجام دهم.”

۲. توضیح مختصری ارائه دهید (اختیاری):

  • نیازی به توضیح طولانی و پیچیده نیست. یک دلیل کوتاه و صادقانه کافی است.
  • روی خودتان و محدودیت‌هایتان تمرکز کنید، نه روی کمبودهای درخواست‌کننده.
  • مثال: “نه، من خیلی سرم شلوغ است و نمی‌توانم این کار را انجام دهم.” یا “نه، این در حوزه تخصص من نیست.”

۳. جایگزینی پیشنهاد دهید (در صورت تمایل):

  • اگر احساس می‌کنید می‌توانید به نحوی کمک کنید، پیشنهاد جایگزین ارائه دهید.
  • این نشان می‌دهد که شما مایل به کمک هستید، اما نمی‌توانید درخواست اصلی را برآورده کنید.
  • مثال: “نه، اما می‌توانم [شخص دیگری/منبع دیگری] را به شما پیشنهاد دهم.” یا “نه، اما می‌توانم فردا به شما کمک کنم.”

۴. مؤدب و محترم باشید:

  • حتی اگر “نه” می‌گویید، با لحنی مؤدبانه و محترمانه صحبت کنید.
  • قدردانی خود را از اینکه به شما مراجعه کرده‌اند، ابراز کنید.
  • مثال: “از اینکه به من اعتماد کردید متشکرم، اما متاسفم، نمی‌توانم این کار را انجام دهم.”

۵. تمرین کنید:

  • نه گفتن ممکن است در ابتدا سخت باشد. با موقعیت‌های کم‌اهمیت‌تر تمرین کنید.
  • جملات و پاسخ‌های خود را از قبل آماده کنید تا در موقعیت‌های واقعی آمادگی بیشتری داشته باشید.

۶. به یاد داشته باشید که حق دارید “نه” بگویید:

  • شما مجبور نیستید به هر درخواستی پاسخ مثبت دهید.
  • وقت، انرژی و اولویت‌های خود را در نظر بگیرید.
  • احساس گناه نکنید.

مثال‌های کاربردی:

  • در محل کار: “متاسفم، نمی‌توانم این پروژه را بر عهده بگیرم. من در حال حاضر روی پروژه‌های دیگری متمرکز هستم.”
  • در جمع دوستان: “نه، ممنونم، من امشب نمی‌توانم بیایم بیرون. من خیلی خسته‌ام و نیاز به استراحت دارم.”
  • در خانواده: “نه، نمی‌توانم این کار را برایت انجام دهم. من باید به کارهای خودم برسم.”

نکات مهم:

  • زبان بدن خود را کنترل کنید. صاف بایستید و تماس چشمی برقرار کنید.
  • به احساسات خود توجه کنید. اگر از گفتن “نه” احساس ناراحتی می‌کنید، دلیل آن را بررسی کنید.
  • به مرور زمان، نه گفتن برایتان آسان‌تر خواهد شد.

با تمرین و استفاده از این راهکارها، می‌توانید به راحتی و با اطمینان “نه” بگویید و مرزهای خود را حفظ کنید.