لی لی جون

گفتن های یواشکی

لی لی جون

گفتن های یواشکی

در آخرین لحظات بیدار ماندنم از روزی بنویسم که به مراقبت از دو نوه سرماخورده مان گذشت.


توضیحات پلیس از واژگونی اتوبوس دانش آموزان در کرمان/ اتوبوس فرسوده بوده و نقص فنی داشته

توضیحات پلیس از واژگونی اتوبوس دانش آموزان در کرمان/ اتوبوس فرسوده بوده و نقص فنی داشته
موضوع فرسوده بودن اتوبوس توسط کارشناسان، بررسی، تأیید و احراز شده است؛ یعنی اتوبوس فوق در سن فرسودگی قرار داشته است و با اثبات فرسوده بودن و نقش آن در بروز حادثه، شرکت حمل‌و‌نقل مربوطه به‌علت قصور به مراجع معرفی می‌شود تا برخورد قانونی دراین‌باره صورت بگیرد.

رئیس پلیس راهور فراجا گفت: متأسفانه اتوبوس حامل دانش‌آموزان کرمانی در سن فرسودگی و دارای نقص فنی بوده است.

به گزارش تسنیم، سردار سید تیمور حسینی رئیس پلیس راهور فراجا در خصوص آخرین جزئیات حادثه واژگونی اتوبوس دانش‌آموزان در کرمان اظهار کرد: متأسفانه شاهد وقوع یک فقره تصادف در محور ماهان به کرمان بودیم که حامل دانش‌آموزان نخبه‌ای بود که برای اردوی دانش‌آموزی از طریق آموزش و پرورش اعزام شده بودند که در مسیر برگشت به‌سمت کرمان دچار حادثه شد و 6 نفر جان باختند.

وی گفت: اتوبوس حامل این عزیزان، واژگون شده بود و علت حادثه توسط کارشناسان پلیس راه استان و تیم اعزامی پلیس راهور فراجا، به‌صورت دقیق بررسی شد.

 رئیس پلیس راهور فراجا ادامه داد: تحقیقات اولیه بیانگر این است که این اتوبوس در مسیر برگشت از اردوی تفریحی شهداد به کرمان به‌علت نقص فنی در سیستم ترمز دچار حادثه و واژگونی شده است؛ موضوع فرسوده بودن اتوبوس توسط کارشناسان، بررسی، تأیید و احراز شده است؛ یعنی اتوبوس فوق در سن فرسودگی قرار داشته است و با اثبات فرسوده بودن و نقش آن در بروز حادثه، شرکت حمل‌و‌نقل مربوطه به‌علت قصور به مراجع معرفی می‌شود تا برخورد قانونی دراین‌باره صورت بگیرد.

سردار حسینی با بیان اینکه بر اساس آخرین ابلاغیه و بخش‌نامه سال 98 درباره تردد اردوهای دانش‌آموزی و دانشجویی، حتماً می‌بایست در استفاده از ناوگان حمل‌ونقل در این‌گونه برنامه‌های اردویی، وسلیه نقلیه فاقد هرگونه ایراد، حائز ایمنی و سلامت کامل باشد، افزود: متأسفانه اتوبوس حامل دانش‌آموزان کرمانی در سن فرسودگی و دارای نقص فنی بوده است.

این مقام ارشد انتظامی خاطرنشان کرد: از طرفی این اتوبوس در تاریخ 14 دی ماه سال جاری با مراجعه به مرکز معاینه فنی استان کرمان، تأییدیه معاینه فنی دریافت کرده است و حال باید بررسی کنیم ایراداتی که در سیستم ترمز اتوبوس مذکور بوده مربوط به قبل از دریافت تأییدیه معاینه فنی بوده است یا پس از آن! که در زمان حاضر این موضوع نیز توسط کارشناسان پلیس راهور در حال بررسی دقیق است.

وی گفت: علاوه بر موارد اشاره‌شده، متأسفانه شرکت تعاونی که این اتوبوس را برای ارائه خدمات و سرویس‌دهی به دانش‌آموزان اعزام کرده، صورت وضعیت مربوطه را (که بیانگر سرویس‌دهی به دانش‌آموزان اعزامی به اردو بوده است)، صادر نکرده است و حتماً قصور این شرکت تعاونی در کمیسیون‌های مربوطه این حادثه نیز مطرح می‌شود.

حسینی گفت: تصادف و حادثه مذکور معلول سلسله اتفاقاتی است که دست به دست هم داده و این حادثه تلخ را رقم زده است و حتماً پلیس راهور فراجا با بررسی و کارشناسی دقیق، سهم همه مقصرانی را که به‌هرشکل با "فعل‌ها" یا "ترک‌فعل‌هایی" باعث این حادثه شده‌اند، به مراجع مربوطه اعلام می‌کند.


در ایالت بنگال غربی هند، مردی که قصد داشت شرایط مالی خانواده‌اش را بهبود ببخشد، فریب همسر خود را خورد. این زن با اصرار فراوان، شوهرش را متقاعد کرد که یکی از کلیه‌هایش را بفروشد تا هزینه تحصیلات عالی و مخارج ازدواج دخترشان تأمین شود. اگرچه این مرد در ابتدا با چنین اقدامی مخالف بود، اما سرانجام به امید تضمین آینده فرزندشان، تسلیم خواسته همسرش شد.  ۵ سا

پس از این اتفاق، مرد که از ماجرا شوکه شده بود، به پلیس محلی مراجعه کرد و با کمک نیروهای انتظامی توانست محل اختفای همسرش را شناسایی کند. اما هنگامی که با او روبه‌رو شد، حقیقت تلخ‌تری را دریافت. زن بدون هیچ ابراز پشیمانی گفت که از مدت‌ها پیش قصد داشت همراه با معشوقش فرار کند و برای اجرای این نقشه به پول نیاز داشت.  

این زن همچنین به صراحت اعلام کرد که نه قصد بازگشت به خانه را دارد و نه حاضر است پولی را که از فروش کلیه شوهرش به دست آورده، بازگرداند. او حتی درخواست طلاق کرد و تأکید کرد که هیچ علاقه‌ای به ادامه زندگی مشترک ندارد.  

این ماجرا، نه‌تنها پایانی غیرمنتظره برای مرد هندی داشت، بلکه نشان داد که گاهی بزرگ‌ترین فداکاری‌ها، با تلخ‌ترین خیانت‌ها پاسخ داده می‌شوند.

نامه مصطفی مستور به وزیر ارشاد

جناب آقای محمد‌مهدی اسماعیلی

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

سلام و ادب

اخیرا بررسان و ممیزان اداره‌ کتابِ تحت امر حضرت‌عالی، در بررسی مجموعه‌داستانی از بنده با عنوان «سمت روشن زندگی» دستور به حذف چندین داستان و ده‌ها سطر از داستان‌های دیگر این مجموعه داده‌اند. این روزها به دلیل حوادث اخیر دل و دماغ نوشتن هم ندارم؛ چه برسد به انتشار کتاب. تنها علتی که باعث شد تصمیم بگیرم این کتاب را منتشر کنم، این بود که تمام هفده داستان‌ این مجموعه درباره‌ زنان و مسائل و مصائب آنهاست. اغلب داستان‌ها برگرفته از تجربه‌های واقعی زنان جامعه‌‌ ما هستند و ظرف پنج سال گذشته برای نوشتن‌شان به شهرهای زیادی سفر کرده‌ام و با ده‌ها زن مصاحبه کرده‌ام تا شاید بتوانم روایت‌هایی داستانی از زندگی امروز زنان جامعه‌ام را بازتاب دهم.

ماجرای بررسی این کتاب اما ‌آموزنده و خودش گواه روشنی است بر اینکه ممیزی و سانسور با ساختار و رویکرد فعلی نه ممکن است و نه مفید. این کتاب دو بار به طور مستقل بررسی شد. 

در بررسی اول نظر بررس حذف یا بازنویسی سه داستان و حذف ده‌ها سطر از داستان‌های دیگر بود که بعد از اعتراض من، کتاب به بررس دیگری سپرده شد و بررس دوم این بار در ابلاغیه‌اش داستان‌های رد‌شده‌‌ قبلی را بی‌اشکال و مجاز دانست و به جای آن دستور به حذف دو داستان دیگر و حذف و اصلاحات تازه‌ای در داستان‌های دیگر داد. احتمالا اگر قرار باشد بررس سومی داستان‌ها را بخواند، نظراتی متفاوت از دو بررس پیش از خود خواهد داد. این همان مکانیسمی است که ممیزی و سانسور را بی‌ثبات و بی‌اعتبار می‌کند؛ چون بر پایه‌ سلیقه‌ و غریزه و گرایش و میل و ذائقه است، نه مبتنی بر قانون.

 آنها در ابلاغیه‌های‌شان به نویسنده تذکر می‌دهند این یا آن توصیفش از جامعه و کاراکترهایش «واقعی» نیست. بررسی که می‌گوید وقوع مزاحمت خیابانی برای شخصیت زن یکی از داستان‌ها که در ساعات آخر شب در خیابان قدم می‌زند «غیرواقعی» است، پیداست پیوندش را با واقعیت از دست داده است؛ به‌خصوص که اتفاقا این داستان دقیقا برگرفته از رویدادی واقعی نوشته شده است. چنین بررسی نمی‌تواند به نویسنده بگوید چه چیزی واقعیت است و چه چیزی نیست؛ مگر اینکه در واقعیت زندگی کند، نه در آرزوها. در یکی از اصلاحات به نویسنده اشکال گرفته‌اند که چرا یادداشت دخترکی خردسال اغلاط املایی دارد و این غلط‌ها باید به رسم‌الخط معیار برگردد و درست شود. 

همچنین بررس ناشناس در ابلاغیه‌اش می‌گوید پارتی مختلط و علاقه به موسیقی خارجی «داستان را غیرقابل باور» ساخته یا نمایش مزاحمت‌های خیابانی «سیاه‌نمایی و باعث ناامیدی عمومی» است. تصور می‌کنم این تفکر که غلط‌های املایی دخترکی خردسال را باید «درست کرد» ریشه در باوری دارد که معتقد است «غلط‌ها»ی دیگران را باید قیم‌مأبانه اصلاح کرد. همین تفکر است که منجر به صدور چنین ابلاغیه‌های می‌شود که کاش وقت بگذارید و گاهی آنها را بخوانید. توصیه می‌کنم محض خاطر تفنن هم که شده لابه‌لای کارهای‌تان این کار را بکنید.

درباره‌ «سمت روشن زندگی» اما تصمیم من روشن است؛ به ابلاغیه‌ها عمل نمی‌کنم و تا روزی که امکان انتشار بدون حتی یک کلمه سانسور آن فراهم شود، منتظر می‌مانم. به‌علاوه تا این دولت و چنین رویکردی بر فرهنگ و هنر حاکم است، هرگز کتابی برای گرفتن مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخواهم فرستاد.


شهر کتاب

http://old.bookcity.org/detail/31362/root/papers