به نظر می رسد که برای اکثر مردم فقط عاشق شدن اتفاق می افتد. این عاشق ماندن یا حفظ آن تجربه “عاشق شدن” است که به تعهد و کار زیادی نیاز دارد. اگر چه با توجه به پاداش های آن، ارزش تلاش کردن را دارد.
یک رابطه عاشقانه سالم و ایمن می تواند از طریق اوقات خوب و بد و تقویت تمام جنبه های سلامتی شما به عنوان یک منبع مداوم حمایت و خوشبختی در زندگی به شمار رود. با گام برداشتن در راستای حفظ یا احیای تجربه عاشقانه خود، می توانید یک رابطه معنادار را حتی برای یک عمر ایجاد کنید.
بسیاری از زوجین تنها در مواردی بر روابط خود تمرکز می کنند که مشکلات خاص و اجتناب ناپذیری وجود داشته باشد. هنگامی که مشکلات برطرف شد، آن ها اغلب توجه خود را به سمت شغل، بچه ها یا سایر علایق خود معطوف می کنند. با این حال، روابط عاشقانه برای شکوفایی عشق نیاز به توجه و تعهد مداوم دارد.
اگر سلامت یک رابطه عاشقانه برای شما مهم است، باید بدانید که نیاز به توجه و تلاش شما دارد. اکنون شناسایی و رفع یک مشکل کوچک در روابط شما می تواند از رشد آن به یک مشکل بزرگتر جلوگیری کند. نکات زیر می تواند به شما کمک کند تا تجربه عاشق شدن را حفظ کرده و رابطه عاشقانه خود را سالم نگه دارید.
شما هنگامی عاشق یکدیگر می شوید که به یکدیگر نگاه میکنید و به صحبت های هم گوش می دهید. اگر همچنان طبق همان روش های دقیق توجه و گوش دادن ادامه دهید، می توانید تجربه عاشق شدن را در طولانی مدت حفظ کنید.
احتمالاً خاطرات خوبی از زمانی که برای اولین بار با عشقتان قرار ملاقات داشته اید را به خاطر دارید. آن زمان همه چیز جدید و هیجان انگیز به نظر میرسید و شما احتمالاً ساعت ها صرف چت کردن با هم و یا ارائه چیزهای جدید و مهیج کرده اید.
با این حال، هرچه زمان می گذرد، خواسته های شغلی، خانوادگی، سایر تعهدات و نیازهایی که همه ما داریم، می تواند یافتن زمانی برای با هم بودن را دشوارتر کند.
بسیاری از زوجین دریافته اند که تماس چهره به چهره در اوایل آشنایی آن ها به تدریج جای خود را به متن های عجولانه، ایمیل ها و پیام های فوری میدهد. هر چند ارتباطات دیجیتال برای برخی اهداف عالی است، اما همانند ارتباط رو در رو بر مغز و سیستم عصبی شما تأثیر مثبتی نمی گذارد.
ارسال متن یا پیام صوتی به شریک زندگی خود و گفتن “دوستت دارم” بسیار خوب است، اما اگر به ندرت به او نگاه می کنید یا وقت دارید کنار هم بنشینید، وی همچنان احساس می کند که او را درک نمی کنید یا از او قدردانی نمی کنید. به این ترتیب به عنوان یک زن و شوهر از هم فاصله می گیرید.
نشانه های عاطفی که هر دو برای احساس دوست داشته شدن به آن احتیاج دارید فقط به صورت فیزیکی قابل انتقال است. بنابراین مهم نیست که زندگی تان چقدر شلوغ است، این که زمانی را برای با هم گذراندن اختصاص دهید بسیار مهم است.
یکی از قدرتمندترین راه های حفظ نزدیکی و پیوستگی تمرکز مشترک بر روی چیزی است که شما و شریک زندگیتان در خارج از رابطه برای آن ارزش قائل هستید. داوطلب شدن برای یک هدف، پروژه یا کار اجتماعی که برای هر دوی شما معنادار است می تواند رابطه را تازه و جالب نگه دارد.
این کار همچنین میتواند شما را در معرض معاشرت با افراد و ایده های جدید قرار دهد، فرصتی را برای کنار آمدن با چالش های جدید فراهم کرده و راه های تازه ای برای تعامل با یکدیگر فراهم میکند.
انجام کارهایی که به نفع دیگران است، علاوه بر این که به تسکین استرس، اضطراب و افسردگی کمک می کند، لذت فوق العاده ای را نیز به همراه دارد. انسان ها برای کمک به دیگران سخت گیر هستند. هرچه بیشتر کمک کنید، بیشتر احساس خوشبختی خواهید کرد.
ارتباط خوب بخشی اساسی از ایجاد رابطه سالم است. وقتی رابطه عاطفی مثبتی با شریک زندگی خود تجربه می کنید، احساس امنیت و شادی میکنید.
هنگامی که افراد ارتباط خوب را متوقف می کنند، پیوند خود را قطع میکنند و زمان ایجاد یک تغییر یا استرس می تواند منجر به قطع ارتباط شود. ممکن است ساده به نظر برسد، اما معمولاً تا زمانیکه در حال برقراری ارتباط هستید، می توانید هر مشکلی که با آن روبرو هستید را برطرف کنید.
آسان نیست که همیشه درمورد آنچه که نیاز دارید صحبت کنید. مثلا، بسیاری از ما وقت کافی را به فکر کردن در مورد آنچه واقعاً در رابطه برای ما مهم است سپری نمیکنیم. حتی اگر بدانیم که به چه چیزی احتیاج داریم، صحبت در مورد آن باعث می شود احساس آسیب پذیری، خجالت و حتی شرمندگی کنیم. اما از دیدگاه شریک زندگی تان به آن نگاه کنید. فراهم کردن آسایش و درک فردی که دوستش دارید، یک لذت است نه یک اجبار.
اگر مدت زیادی است که یکدیگر را می شناسید، ممکن است تصور کنید که شریک زندگی شما آنچه که فکر می کنید و آنچه شما نیاز دارید را میداند. با این حال، او ذهن خوان نیست. اگر چه ممکن است پارتنرتان ایده ای در مورد نیازها و تمایلاتتان داشته باشد، اما بیان آن ها برای جلوگیری از هرگونه سردرگمی بسیار سالم تر است.
شریک زندگی شما ممکن است به چیزی فکر کند که ممکن است مورد نیاز شما نباشد. علاوه بر این، مردم تغییر می کنند و به عنوان مثال آنچه شما پنج سال پیش به آن نیاز داشتید و می خواستید، ممکن است اکنون بسیار متفاوت باشد. بنابراین به جای اینکه اجازه دهید همسرتان مرتباً اشتباه حدس بزند و کینه، سوء تفاهم یا عصبانیت ایجاد شود، عادت کنید که دقیقاً آنچه را که لازم دارید به او بگویید.
بسیاری از نشانه های ارتباطاتی ما توسط آنچه که به زبان نمی آوریم منتقل می شود. نشانه های غیرکلامی، که شامل تماس چشمی، لحن صدا، وضعیت بدن و حرکاتی مانند خم شدن به جلو، نحوه قراردادن بازوها یا لمس دست شخص است، بسیار بیشتر از کلمات است.
وقتی می توانید نشانه های غیرکلامی یا “زبان بدن” همسرتان را تشخیص دهید، می توانید احساس واقعی وی را حدس بزنید و متناسب با آن پاسخ دهید. برای اینکه یک رابطه به خوبی پیش رود، هر شخص باید نشانه های غیرکلامی خود و شریک زندگی اش را درک کند.
پاسخ های شریک زندگی شما ممکن است متفاوت از پاسخ شما باشد. به عنوان مثال، ممکن است یک نفر پس از یک روز پرتنش تقاضای یک ارتباط عاشقانه و آغوش داشته باشد. در حالیکه ممکن است دیگری فقط بخواهد قدم بزند یا بنشیند و گپ بزند.
همچنین مهم است که اطمینان حاصل کنید که آنچه می گویید با زبان بدن شما مطابقت دارد. اگر بگویید “من خوب هستم” ، اما دندان های خود را به هم فشار دهید و نگاهتان را بدزدید، بدن شما به وضوح نشان می دهد که شما هر چیزی هستید به جز “خوب”!
وقتی نشانه های احساسی مثبتی از طرف همسرتان دریافت می کنید، احساس دوست داشته شدن و خوشبختی می کنید. وقتی هم که نشانههای احساسی مثبتی ارسال می کنید، همسرتان نیز همین احساس را دارد. وقتی دیگر به احساسات خود یا شریک زندگی خود علاقه مند نیستید، این کار به ارتباط بین شما آسیب می رساند و توانایی شما در برقراری ارتباط، خصوصاً در اوقات استرس زا را دچار آسیب میکند.
در جامعه ما تأکید زیادی بر گفتگو شده است. اما اگر می توانید یاد بگیرید به گونه ای گوش دهید که باعث شود شخص دیگری احساس ارزشمندی و درک شدن کند، می توانید ارتباط عمیق و محکم تری با او برقرار کنید.
تفاوت زیادی بین گوش دادن به این روش و شنیدن به شکل ساده وجود دارد. وقتی واقعاً گوش می کنید، به آنچه گفته می شود به دقت گوش فرا میدهید. لحن های ظریف صدای همسرتان را می شنوید که به شما می گوید واقعاً چه احساسی دارد.
شنونده خوب بودن به این معنی نیست که باید با شریک زندگی خود موافقت کنید یا نظر خود را تغییر دهید. اما به شما کمک می کند نقطه نظرات مشترکی پیدا کنید که می تواند به شما در حل تعارض کمک کند. این عامل اصلیترین فاکتور برای ایجاد رابطه سالم است.
هنگامی که استرس دارید یا از نظر احساسی بیش از حد تحت فشار قرار می گیرید، به احتمال زیاد احساس عاشقانه همسرتان را اشتباه برداشت میکنید. به این ترتیب سیگنال های غیرکلامی گیج کننده یا مبهمی ارسال می کنید، یا از الگوهای رفتاری ناسازگار استفاده می کنید.
چند بار پیش آمده است که استرس داشته اید و از عشق خود دور شده اید و چیزی را گفته اید یا کاری انجام داده اید که بعدا از آن پشیمان شده اید؟ اگر بتوانید یاد بگیرید که به سرعت استرس خود را کنترل کنید و به حالت آرام برگردید، نه تنها از بروز چنین پشیمانی هایی جلوگیری می کنید، بلکه به جلوگیری از درگیری و سوء تفاهم کمک می کنید و حتی به آرامش شریک زندگی خود در هنگام عصبانیت کمک می کنید.
حس لامسه یک بخش اساسی از وجود انسان است. مطالعات روی نوزادان اهمیت تماس منظم و محبت آمیز را برای رشد مغز نشان داده است. این مزایا به کودکی ختم نمی شوند. تماس مهربانانه میزان اکسی توسین در بدن را افزایش می دهد. هورمونی که بر پیوند و دلبستگی تأثیر می گذارد.
گرچه رابطه جنسی غالباً سنگ بنای یک رابطه متعهدانه است، اما نباید تنها روش ایجاد صمیمیت جسمی باشد. لمس مکرر و محبت آمیز، گرفتن دست، بغل کردن و بوسیدن نیز به همان اندازه مهم است.
البته مهم است که نسبت به آنچه همسرتان دوست دارد حساس باشید. لمس ناخواسته یا نامناسب می توانند فرد را متشنج کرده و باعث شود او عقب نشینی کند. دقیقاً همان چیزی که شما نمی خواهید. مانند بسیاری از جنبه های دیگر یک رابطه سالم، این کار هم می تواند به نحوه انتقال نیازها و اهداف خود به شریک زندگی تان بستگی داشته باشد.
حتی اگر دارای فشار کاری زیاد یا کودکان خردسال هستید و نگران آن ها هستید، می توانید با حفظ یک زمان معین برای باهم بودن، صمیمیت جسمی را زنده نگه دارید. این کار میتواند خواه به شکل یک شام عاشقانه باشد یا به سادگی یک ساعت در پایان روز که بتوانید بنشینید و باهم صحبت کنید یا دستتان را در دستان یکدیگر نگه دارید.
اگر انتظار دارید 100٪ از اوقات در رابطه به آنچه می خواهید برسید، خودتان را برای ناامید شدن آماده کنید. روابط سالم مبتنی بر سازش بنا میشوند. با این وجود، برای اطمینان یافتن از وجود یک تبادل منطقی در رابطه کار زیادی لازم است.
دانستن آنچه برای شریک زندگی شما واقعاً مهم است می تواند کمک زیادی به ایجاد حسن نیت و فضای سازشی کند. از طرف دیگر، مهم است که شریک زندگی شما خواسته های شما را تشخیص دهد و شما آن ها را به روشنی بیان کنید. اینکه همواره دهنده باشید، در ازای نیازهای شما فقط باعث ایجاد کینه و عصبانیت می شود.
اگر با نگرشی با همسرتان برخورد کنید که گویا همه چیز باید در راستای خواسته های شما باشد، در این صورت رسیدن به سازش مشکل خواهد بود. بعضی اوقات این نگرش ناشی از عدم تأمین نیازهای شما در سنین پایین است، یا ممکن است به دلیل سال ها کینه انباشته شده در روابط باشد که در نهایت به نقطه جوش می رسد و لبریز میشود.
داشتن عزم راسخ در مورد چیزی اشکالی ندارد، اما شریک زندگی شما نیز شایسته شنیده شدن است. نسبت به شخص مقابل و دیدگاه او احترام بگذارید.
مهم است که تشخیص دهیم در هر رابطه ای فراز و نشیب هایی وجود دارد. شما همیشه در یک اوضاع نخواهید بود.
از طرف تو سوآل کردم ازش برام توضیح داد،
وقتی که یک کشمکش و اختلاف بین تو و عشقت رخ می دهد، این خیلی طبیعی است که او چند روز تا یک هفته به تماس تو پاسخ ندهد.
اما اگر این یک هفته، نهایتا سر آمد وبه پیامها و زنگ هایت پاسخ ندهد، و این روزها به هفته ها و ماه ها تبدیل شد مطمئن باش که او، برای زندگی اش برنامه دیگری دارد.
نیستی
تو نبودت کام میگیرم من از سیگار.
تو نبودیا قلبه ابهامت شده بیمار…..
دکتر که سهله از اتاقمم بیرون نمیرم…
نباشی من نمیخوام حتی این دم و باز دم….
سختیا که تموم نمیشن لاقل میموندی نامرد
دستت تو دستام میموند میشد این خیال راحت
نیستی زل زدم به صفحه ی گوشی
شمارت و هنوز حفظ ما میترسم خاموش باشی…
شده دلم تنگ واسه ت واسه توو
اون صدات واسه رنگه چشمات…
روزا میگذره تو نبودت یکی،بعده یکی
اخه نامرد تو که فرشته ی تو ی رویاهام بودی
رفتی تنها موندم من نصفه و نیمه…..
کاش نمیدیدمت شده خسته این دل دیگه
از این ک گریه کنم کسی نیاد دلداریم بده
نباشه کسی اشک تو چشام و پاک کنه
دلخوشیم تو بودی…..
رفتی دلخوشم به هیچی
بازم میگم روزا میگذرن یکی بعد یکی