یک آسیبشناس گفت: باید بیماران روانی با روش درست و مسالمتآمیز و با مشارکت متخصصان جمعآوری شوند و برای درمان این بیماران میبایست حداقل امکانات را مهیا کنیم که در گام نخست به بیش از ۴ هزار تخت جدید بیمارستانی نیازمندیم.
مجید ابهری در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره طرح بستری اجباری بیماران روانی، گفت: با توجه به کمبود تخت در زمینه بستری و درمان بیماران روانی و گرانی درمان خانگی یا سرپایی و حتی غیرممکن بودن آن و همچنین بیمارستان خصوصی در زمینه اعصاب و روان بسیار محدود است.
این آسیبشناس ادامه داد: بیمارستان خصوصی اعصاب و روان فقط در تهران و چند شهر بزرگ وجود دارد و با توجه به اینکه یکی از بزرگترین بیمارستانهای بزرگ اعصاب و روان در تهران تعطیل شده است لذا باید قبل از تهیه و تدوین قانون نسبت به فراهم کردن امکانات لازم اقدام کنند.
وی درباره دوره درمان بیماران اعصاب و روان، گفت: بستری بیماران اعصاب و روان میان مدت و بلند مدت بوده و ممکن است بین یک تا شش ماه طول بکشد بنابراین تعداد تختهای بستری یکی از اساسیترین قدمها در این زمینه است.
ابهری ادامه داد: برخلاف سایر بیماریها که اقامت بیمار در بیمارستان چندان طولانی نیست و ظزفیت بیمارستان خصوصی و دولتی برای سایر بیماریها مناسب است و در این زمینه قبل از تصویب هرگونه قانون باید پیشبینیهای لازم گرفته شود.
این آسیبشناس با بیان اینکه در زمینه کنترل بیماریها کمبود قانون نداریم، اظهار کرد: با تخصیص امکانات و ساخت بیمارستانهای جدید باید شرایط را برای درمان بیماران روانی فراهم کنیم.
وی وجود بیماران ویژه روانی را در شهر یک تهدید و خطر برای شهروندان دانست و گفت: باید این بیماران با روش درست و مسالمتآمیز و با مشارکت متخصصان جمعآوری شوند و برای درمان این بیماران میبایست حداقل امکانات را مهیا کنیم که در گام نخست باید بیش از ۴ هزار تخت جدید بیمارستانی فراهم شود.
ابهری به فشارهای روانی موجود در جامعه اشاره کرد و افزود: افزایش تنشهای روحی و روانی باعث صعود آمارهای بیماران روانی میشود لذا برای اصلاح محدودیتهای موجود به مشارکت نهادهای مرتبط و سرمایهگذاران نیازمندیم که این امر اساسیترین راه برای حل این مشکل به حساب میآید.
این آسیبشناس تاکید کرد: باید قبل از رسیدن به مرحله جمعآوری بیماران روانی ویژه با گسترش آموزشهای مناسب همچون مهارتهای زندگی و کنترل خشم از بروز بیمارایهای روانی در جامعه پیشگیری شود و بعد از جمعآوری، بیماران از نظر سطح کیفی بیماری جهت ارائه خدماتی بهتر، طبقهبندی شوند.
وی با بیان اینکه بیمارارن روانی بر خلاف سایر بیماران خود معرف نیستند و بیشتر از سوی نزدیکان و آشنایان به مراکز درمانی معرفی میشوند، اظهار کرد: جمعآوری نامحسوس این بیماران میتواند کمک بزرگی به جامعه و بیماران روانی کند ولی باید به خاطر داشته باشیم که افراد جامعه نباید شاهد درگیری و تنشهای حاصل از جمعآوری بیماران روانی ویژه باشند چرا که این امر بر جامعه تاثیر گذار است و حس ترحم اجتماعی را جریحهدار میکند.
این آسیبشناس با تاکید بر اهمیت حضور مددکاران اجتماعی در زمان جمعآوری بیماران روانی، خاطرنشان کرد: اگر این جمعآوری با حضور نیروهای بیتجربه انجام بگیرد بدون شک این اقدام با ممانعت و عکسالعملهای نامناسب بیماران روانی مواجه میشود و در قانون اساسی کشور نیز ذکر شده است که در صورت بروز حادثه از سوی این بیماران، این افراد به دلیل نداشتن وضعیت مناسب ذهنی از مجازات معاف هستند.
وی ادامه داد: باید همواره به یاد داشته باشیم که جمعآوری اجباری بیماران روانی ویژه با جمعآوری معتادان و متکدیان همواره متفاوت است و راهکارهای ویژهای را میطلبد
رابطه جنسی و روحی حیاتی ترین جزء همه ازدواج هاست. از آن جا که رابطه جنسی نقش بسیار مهمی در ازدواج دارد، تناسب و همخوانی زن و شوهر در این زمینه، ضامن تداوم و سلامت زندگی آنان خواهد بود. به هر حال ما نمی دانیم که علت واقعی کم توجهی شوهر چیست؟
بهترین راهکار برای خروج از مشکلات به وجود آمده ،این است که بررسی کنید و ببینید علت و ریشه های بی میلی جنسی و روحی شوهر شما نسبت به شما چیست؟ در قدم اول آن ها را بیابید. در قدم بعدی تمام تلاش و کوشش تان را برای برطرف کردن آن ها به کار بندید.
۲- آیا از ابتدای ازدواجتان شوهر شما از لحاظ جنسی و روحی نسبت به شما بی توجه بوده یا نه؟ در هر حال اگر نقطه ضعفی (از نظر چهره یا خلق و خو، نوع پوشش، تناسب اندام و…)در خود احساس می کنید ،به اصلاح هر چه سریع تر آن بپردازید. از حالت انفعال و وادادگی بی ثمر در برابر شوهرتان پرهیز نمایید.
۳- بهترین راهکار برای خروج از مشکلات به وجود آمده، بررسی این نکته که آیا علت و ریشه ی این کم توجهی، به عوامل سردمزاجی او بر می گردد و یا نه؟ که اگر این کم توجهی به خاطر طبع سرد ایشان است، این مشکل قابل حل بوده و با رفع این مشکل صلح و صفا و آرامش در زندگی تان سایه خواهد افکند. نیازهای تان در بستری مناسب ارضا خواهد گشت.
۴- در حال حاضر، برای حل مشکلات زندگی و درمان شوهرتان، بیش تر به کمک متخصص و روانشناس خانواده و زناشویی احساس می شود. در این حالت می توانید از مشاوران مراکز درمانی معتبر کمک بگیرید.
۵- به هر حال اگر راهکارهای مطرح شده، فایده نکرد، صادق و مهربان و قاطع باشید. هیچ گاه کار را به قهر و دعوا نکشانید. تقصیر ها را به گردن او نیندازید، انتقاد نکنید، فقط خیلی آرام به او در مورد مشکلات تان صحبت کنید. بگویید به خاطر اختلافاتی که در روحیات جنسی شما وجود دارد، می خواهید کاری کنید که به بهبود رابطه تان منتهی می شود . برای این کار همکاری بیش تر او کمک می کند. باید برای بهتر شدن ارتباط تان هر دو فعالانه رفتار نمایید. برای این امر باید با کنار گذاشتن خجالت و تعصبات به متخصصان مربوطه و مشاوران اهل فن مراجعه نمایید.
خواهر گرامی!
پایان مشکل شوهر شما هر علتی که داشته باشد و یا در نهایت درمان بپذیرد و یا نپذیرد، مجاز به روی آوردن به گناه و کارهای ناشایست و پناه آوردن به مرد دیگر نیستید. از نظر شرع مقدس، ارضای جنسی زن شوهردار توسط مردی غیر از شوهرش حرام است. زن نمی تواند چنین کاری انجام دهد . هرگز نباید دامن خود را با ناپاکی و رفتارهای خارج از چارچوب شرع آلوده سازید. رفتار نامناسب و زشت می تواند برای شما اختلالات روانی متعددی را به همراه آورد و شما را از مسیر سعادت دور سازد. وجود احساس خیانت به همسر و ناپاک بودن احساسی است که معمولاً در این دسته از زنان می شناسیم و این مشکلات به سادگی قابل برطرف شدن نیستند.
زندگی خانوادگی و ایجاد آشیانه برای نسل آینده و ارتباط قطعی میان نسل گذشته و آینده، خواسته غریزه و طبیعت بشر است. چند شوهری نه تنها با طبیعت انحصار طلبی و فرزند دوستی مرد نا هماهنگ است(در صورت تعدد شوهر ، تعلق فرزند یه پدر مشخص نیست)، که با طبیعت زن نیز مخالفت دارد. تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زن بیش از مرد خواهان تک همسری است.
(۱) از جهت دیگر زن از مرد فقط عاملی برای ارضای غریزه جنسی خود نمی خواهد که گفته شود هرچه بیشتر، برای زن بهتر. زن از مرد موجودی می خواهد که قلب او را در اختیار داشته باشد ؛ حامی و مدافع او باشد؛ برای او فداکاری نماید و غمخوار او باشد. زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته های مرد موافقت داشته ، نه با خواسته ها و گرایش های زنان.
(۲) علاوه بر این، یکی دیگر از مشکلاتی که در صورت چند همسری برای زنان ذکر شده، مشخص نبودن پدر برای فرزند می باشد.
تعلق فرزند و معین شدن پدر فرزند، اگر چه تحقیقات امروزی و آزمایش های پزشکی آن را مشخص می کند، اما از نظر روانی همچنان مسئله حل نشدنی است؛ زیرا:
اوّلاً: همان گونه که دانشمندان می گویند: نتایج آزمایش های تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای اشتباه انسانی یا … وجود دارد.
اگر مردی به همسر خود توجه نکند حکمش چیست ؟
ثانیا: مسئله اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند و همین طور پدر و مادر. تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی صورت نگیرد، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. در صورت تعدد شوهر برای زن، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمی شود. یکی از مشکلات امروز در جهان غرب در روابط صمیمی فرزندان و پدر و مادر از همین مسئله ناشی میشود.
دید تونلی در روانشناسی به چه معناست؟ن
نام ارسال کننده محرمانه می باشد2932 بازدید1 تبادل تجربه
سلام و خسته نباشید، دید تونلی در روانشناسی به چه معناست؟ ممنون میشم توضیح بدید؟ یه کتابی میخوندم که نوشته بود مردها از نگاه تونلی رنج میبرند.
میشه راجع بهش توضیح بدید؟ متشکرمیشم.
1397/02/13
روانشناسی دید تونلی
پاسخ مشاور(مشاور خانواده)
سلام دوست خوبم
دید تونلی (همچنین به عنوان دید Kalnienk شناخته میشود) از دست دادن دید محیطی با حفظ دید مرکزی، و در نتیجه شخص یک میدان تونل مانند دایره خواهد داشت.
هنگامی که فرد هیجان های مثبت را احساس می کند می تواند احتمالات و امکانات بیش تری را در نظر بگیرد. تجربه هیجان های مثبت اثر گسترده ای دارد که اصولا" در نقطه مخالف تجربه هیجان های منفی افراد قرار می گیرد. (دید باز در برابر دید تونلی)
به طور عامیانه بخوام خدمتتون عرض کنم ،توجه به یک بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر را به نوعی دید تونلی میگویند.
فقط در نظر گرفتن یک موضوع و بی توجهی به دیگر عوامل موثر،طوری که فرد فکر میکند، چیزی که خودش فکر می کند، درست است.
. اما دید پیرامونی یعنی تاثیر عوامل دیگر را هم دخیل بدانی.
وگاهی با دید نفر سوم هم ،به موضوع نگاه کنبد
به نظر می رسد که برای اکثر مردم فقط عاشق شدن اتفاق می افتد. این عاشق ماندن یا حفظ آن تجربه “عاشق شدن” است که به تعهد و کار زیادی نیاز دارد. اگر چه با توجه به پاداش های آن، ارزش تلاش کردن را دارد.
یک رابطه عاشقانه سالم و ایمن می تواند از طریق اوقات خوب و بد و تقویت تمام جنبه های سلامتی شما به عنوان یک منبع مداوم حمایت و خوشبختی در زندگی به شمار رود. با گام برداشتن در راستای حفظ یا احیای تجربه عاشقانه خود، می توانید یک رابطه معنادار را حتی برای یک عمر ایجاد کنید.
بسیاری از زوجین تنها در مواردی بر روابط خود تمرکز می کنند که مشکلات خاص و اجتناب ناپذیری وجود داشته باشد. هنگامی که مشکلات برطرف شد، آن ها اغلب توجه خود را به سمت شغل، بچه ها یا سایر علایق خود معطوف می کنند. با این حال، روابط عاشقانه برای شکوفایی عشق نیاز به توجه و تعهد مداوم دارد.
اگر سلامت یک رابطه عاشقانه برای شما مهم است، باید بدانید که نیاز به توجه و تلاش شما دارد. اکنون شناسایی و رفع یک مشکل کوچک در روابط شما می تواند از رشد آن به یک مشکل بزرگتر جلوگیری کند. نکات زیر می تواند به شما کمک کند تا تجربه عاشق شدن را حفظ کرده و رابطه عاشقانه خود را سالم نگه دارید.
شما هنگامی عاشق یکدیگر می شوید که به یکدیگر نگاه میکنید و به صحبت های هم گوش می دهید. اگر همچنان طبق همان روش های دقیق توجه و گوش دادن ادامه دهید، می توانید تجربه عاشق شدن را در طولانی مدت حفظ کنید.
احتمالاً خاطرات خوبی از زمانی که برای اولین بار با عشقتان قرار ملاقات داشته اید را به خاطر دارید. آن زمان همه چیز جدید و هیجان انگیز به نظر میرسید و شما احتمالاً ساعت ها صرف چت کردن با هم و یا ارائه چیزهای جدید و مهیج کرده اید.
با این حال، هرچه زمان می گذرد، خواسته های شغلی، خانوادگی، سایر تعهدات و نیازهایی که همه ما داریم، می تواند یافتن زمانی برای با هم بودن را دشوارتر کند.
بسیاری از زوجین دریافته اند که تماس چهره به چهره در اوایل آشنایی آن ها به تدریج جای خود را به متن های عجولانه، ایمیل ها و پیام های فوری میدهد. هر چند ارتباطات دیجیتال برای برخی اهداف عالی است، اما همانند ارتباط رو در رو بر مغز و سیستم عصبی شما تأثیر مثبتی نمی گذارد.
ارسال متن یا پیام صوتی به شریک زندگی خود و گفتن “دوستت دارم” بسیار خوب است، اما اگر به ندرت به او نگاه می کنید یا وقت دارید کنار هم بنشینید، وی همچنان احساس می کند که او را درک نمی کنید یا از او قدردانی نمی کنید. به این ترتیب به عنوان یک زن و شوهر از هم فاصله می گیرید.
نشانه های عاطفی که هر دو برای احساس دوست داشته شدن به آن احتیاج دارید فقط به صورت فیزیکی قابل انتقال است. بنابراین مهم نیست که زندگی تان چقدر شلوغ است، این که زمانی را برای با هم گذراندن اختصاص دهید بسیار مهم است.
یکی از قدرتمندترین راه های حفظ نزدیکی و پیوستگی تمرکز مشترک بر روی چیزی است که شما و شریک زندگیتان در خارج از رابطه برای آن ارزش قائل هستید. داوطلب شدن برای یک هدف، پروژه یا کار اجتماعی که برای هر دوی شما معنادار است می تواند رابطه را تازه و جالب نگه دارد.
این کار همچنین میتواند شما را در معرض معاشرت با افراد و ایده های جدید قرار دهد، فرصتی را برای کنار آمدن با چالش های جدید فراهم کرده و راه های تازه ای برای تعامل با یکدیگر فراهم میکند.
انجام کارهایی که به نفع دیگران است، علاوه بر این که به تسکین استرس، اضطراب و افسردگی کمک می کند، لذت فوق العاده ای را نیز به همراه دارد. انسان ها برای کمک به دیگران سخت گیر هستند. هرچه بیشتر کمک کنید، بیشتر احساس خوشبختی خواهید کرد.
ارتباط خوب بخشی اساسی از ایجاد رابطه سالم است. وقتی رابطه عاطفی مثبتی با شریک زندگی خود تجربه می کنید، احساس امنیت و شادی میکنید.
هنگامی که افراد ارتباط خوب را متوقف می کنند، پیوند خود را قطع میکنند و زمان ایجاد یک تغییر یا استرس می تواند منجر به قطع ارتباط شود. ممکن است ساده به نظر برسد، اما معمولاً تا زمانیکه در حال برقراری ارتباط هستید، می توانید هر مشکلی که با آن روبرو هستید را برطرف کنید.
آسان نیست که همیشه درمورد آنچه که نیاز دارید صحبت کنید. مثلا، بسیاری از ما وقت کافی را به فکر کردن در مورد آنچه واقعاً در رابطه برای ما مهم است سپری نمیکنیم. حتی اگر بدانیم که به چه چیزی احتیاج داریم، صحبت در مورد آن باعث می شود احساس آسیب پذیری، خجالت و حتی شرمندگی کنیم. اما از دیدگاه شریک زندگی تان به آن نگاه کنید. فراهم کردن آسایش و درک فردی که دوستش دارید، یک لذت است نه یک اجبار.
اگر مدت زیادی است که یکدیگر را می شناسید، ممکن است تصور کنید که شریک زندگی شما آنچه که فکر می کنید و آنچه شما نیاز دارید را میداند. با این حال، او ذهن خوان نیست. اگر چه ممکن است پارتنرتان ایده ای در مورد نیازها و تمایلاتتان داشته باشد، اما بیان آن ها برای جلوگیری از هرگونه سردرگمی بسیار سالم تر است.
شریک زندگی شما ممکن است به چیزی فکر کند که ممکن است مورد نیاز شما نباشد. علاوه بر این، مردم تغییر می کنند و به عنوان مثال آنچه شما پنج سال پیش به آن نیاز داشتید و می خواستید، ممکن است اکنون بسیار متفاوت باشد. بنابراین به جای اینکه اجازه دهید همسرتان مرتباً اشتباه حدس بزند و کینه، سوء تفاهم یا عصبانیت ایجاد شود، عادت کنید که دقیقاً آنچه را که لازم دارید به او بگویید.
بسیاری از نشانه های ارتباطاتی ما توسط آنچه که به زبان نمی آوریم منتقل می شود. نشانه های غیرکلامی، که شامل تماس چشمی، لحن صدا، وضعیت بدن و حرکاتی مانند خم شدن به جلو، نحوه قراردادن بازوها یا لمس دست شخص است، بسیار بیشتر از کلمات است.
وقتی می توانید نشانه های غیرکلامی یا “زبان بدن” همسرتان را تشخیص دهید، می توانید احساس واقعی وی را حدس بزنید و متناسب با آن پاسخ دهید. برای اینکه یک رابطه به خوبی پیش رود، هر شخص باید نشانه های غیرکلامی خود و شریک زندگی اش را درک کند.
پاسخ های شریک زندگی شما ممکن است متفاوت از پاسخ شما باشد. به عنوان مثال، ممکن است یک نفر پس از یک روز پرتنش تقاضای یک ارتباط عاشقانه و آغوش داشته باشد. در حالیکه ممکن است دیگری فقط بخواهد قدم بزند یا بنشیند و گپ بزند.
همچنین مهم است که اطمینان حاصل کنید که آنچه می گویید با زبان بدن شما مطابقت دارد. اگر بگویید “من خوب هستم” ، اما دندان های خود را به هم فشار دهید و نگاهتان را بدزدید، بدن شما به وضوح نشان می دهد که شما هر چیزی هستید به جز “خوب”!
وقتی نشانه های احساسی مثبتی از طرف همسرتان دریافت می کنید، احساس دوست داشته شدن و خوشبختی می کنید. وقتی هم که نشانههای احساسی مثبتی ارسال می کنید، همسرتان نیز همین احساس را دارد. وقتی دیگر به احساسات خود یا شریک زندگی خود علاقه مند نیستید، این کار به ارتباط بین شما آسیب می رساند و توانایی شما در برقراری ارتباط، خصوصاً در اوقات استرس زا را دچار آسیب میکند.
در جامعه ما تأکید زیادی بر گفتگو شده است. اما اگر می توانید یاد بگیرید به گونه ای گوش دهید که باعث شود شخص دیگری احساس ارزشمندی و درک شدن کند، می توانید ارتباط عمیق و محکم تری با او برقرار کنید.
تفاوت زیادی بین گوش دادن به این روش و شنیدن به شکل ساده وجود دارد. وقتی واقعاً گوش می کنید، به آنچه گفته می شود به دقت گوش فرا میدهید. لحن های ظریف صدای همسرتان را می شنوید که به شما می گوید واقعاً چه احساسی دارد.
شنونده خوب بودن به این معنی نیست که باید با شریک زندگی خود موافقت کنید یا نظر خود را تغییر دهید. اما به شما کمک می کند نقطه نظرات مشترکی پیدا کنید که می تواند به شما در حل تعارض کمک کند. این عامل اصلیترین فاکتور برای ایجاد رابطه سالم است.
هنگامی که استرس دارید یا از نظر احساسی بیش از حد تحت فشار قرار می گیرید، به احتمال زیاد احساس عاشقانه همسرتان را اشتباه برداشت میکنید. به این ترتیب سیگنال های غیرکلامی گیج کننده یا مبهمی ارسال می کنید، یا از الگوهای رفتاری ناسازگار استفاده می کنید.
چند بار پیش آمده است که استرس داشته اید و از عشق خود دور شده اید و چیزی را گفته اید یا کاری انجام داده اید که بعدا از آن پشیمان شده اید؟ اگر بتوانید یاد بگیرید که به سرعت استرس خود را کنترل کنید و به حالت آرام برگردید، نه تنها از بروز چنین پشیمانی هایی جلوگیری می کنید، بلکه به جلوگیری از درگیری و سوء تفاهم کمک می کنید و حتی به آرامش شریک زندگی خود در هنگام عصبانیت کمک می کنید.
حس لامسه یک بخش اساسی از وجود انسان است. مطالعات روی نوزادان اهمیت تماس منظم و محبت آمیز را برای رشد مغز نشان داده است. این مزایا به کودکی ختم نمی شوند. تماس مهربانانه میزان اکسی توسین در بدن را افزایش می دهد. هورمونی که بر پیوند و دلبستگی تأثیر می گذارد.
گرچه رابطه جنسی غالباً سنگ بنای یک رابطه متعهدانه است، اما نباید تنها روش ایجاد صمیمیت جسمی باشد. لمس مکرر و محبت آمیز، گرفتن دست، بغل کردن و بوسیدن نیز به همان اندازه مهم است.
البته مهم است که نسبت به آنچه همسرتان دوست دارد حساس باشید. لمس ناخواسته یا نامناسب می توانند فرد را متشنج کرده و باعث شود او عقب نشینی کند. دقیقاً همان چیزی که شما نمی خواهید. مانند بسیاری از جنبه های دیگر یک رابطه سالم، این کار هم می تواند به نحوه انتقال نیازها و اهداف خود به شریک زندگی تان بستگی داشته باشد.
حتی اگر دارای فشار کاری زیاد یا کودکان خردسال هستید و نگران آن ها هستید، می توانید با حفظ یک زمان معین برای باهم بودن، صمیمیت جسمی را زنده نگه دارید. این کار میتواند خواه به شکل یک شام عاشقانه باشد یا به سادگی یک ساعت در پایان روز که بتوانید بنشینید و باهم صحبت کنید یا دستتان را در دستان یکدیگر نگه دارید.
اگر انتظار دارید 100٪ از اوقات در رابطه به آنچه می خواهید برسید، خودتان را برای ناامید شدن آماده کنید. روابط سالم مبتنی بر سازش بنا میشوند. با این وجود، برای اطمینان یافتن از وجود یک تبادل منطقی در رابطه کار زیادی لازم است.
دانستن آنچه برای شریک زندگی شما واقعاً مهم است می تواند کمک زیادی به ایجاد حسن نیت و فضای سازشی کند. از طرف دیگر، مهم است که شریک زندگی شما خواسته های شما را تشخیص دهد و شما آن ها را به روشنی بیان کنید. اینکه همواره دهنده باشید، در ازای نیازهای شما فقط باعث ایجاد کینه و عصبانیت می شود.
اگر با نگرشی با همسرتان برخورد کنید که گویا همه چیز باید در راستای خواسته های شما باشد، در این صورت رسیدن به سازش مشکل خواهد بود. بعضی اوقات این نگرش ناشی از عدم تأمین نیازهای شما در سنین پایین است، یا ممکن است به دلیل سال ها کینه انباشته شده در روابط باشد که در نهایت به نقطه جوش می رسد و لبریز میشود.
داشتن عزم راسخ در مورد چیزی اشکالی ندارد، اما شریک زندگی شما نیز شایسته شنیده شدن است. نسبت به شخص مقابل و دیدگاه او احترام بگذارید.
مهم است که تشخیص دهیم در هر رابطه ای فراز و نشیب هایی وجود دارد. شما همیشه در یک اوضاع نخواهید بود.
از طرف تو سوآل کردم ازش برام توضیح داد،
وقتی که یک کشمکش و اختلاف بین تو و عشقت رخ می دهد، این خیلی طبیعی است که او چند روز تا یک هفته به تماس تو پاسخ ندهد.
اما اگر این یک هفته، نهایتا سر آمد وبه پیامها و زنگ هایت پاسخ ندهد، و این روزها به هفته ها و ماه ها تبدیل شد مطمئن باش که او، برای زندگی اش برنامه دیگری دارد.
نیستی
تو نبودت کام میگیرم من از سیگار.
تو نبودیا قلبه ابهامت شده بیمار…..
دکتر که سهله از اتاقمم بیرون نمیرم…
نباشی من نمیخوام حتی این دم و باز دم….
سختیا که تموم نمیشن لاقل میموندی نامرد
دستت تو دستام میموند میشد این خیال راحت
نیستی زل زدم به صفحه ی گوشی
شمارت و هنوز حفظ ما میترسم خاموش باشی…
شده دلم تنگ واسه ت واسه توو
اون صدات واسه رنگه چشمات…
روزا میگذره تو نبودت یکی،بعده یکی
اخه نامرد تو که فرشته ی تو ی رویاهام بودی
رفتی تنها موندم من نصفه و نیمه…..
کاش نمیدیدمت شده خسته این دل دیگه
از این ک گریه کنم کسی نیاد دلداریم بده
نباشه کسی اشک تو چشام و پاک کنه
دلخوشیم تو بودی…..
رفتی دلخوشم به هیچی
بازم میگم روزا میگذرن یکی بعد یکی